تبلیغات
خوز بلاگ - شیخ خزعل واندیشه تجزیه خوزستان
 شیخ خزعل واندیشه تجزیه خوزستان

در سال ۱۹۲۲ قراردادی بین سروان “پرسی زاخاریاکاکس “وخزعل به امضا رسید که سرآغاز همدلی یک تبعه ایرانی با اتباع بیگانه بودچنین آمده است :

"دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان آماده است تا حمایت لازم را از شما به عمل آورد به نحوی که راه حل رضایت بخشی در صورت هرگونه تجاوز حکومت ایران به قلمرو شما به عمل آورد وحقوق شما را نسبت به دارایی تان در ایران به رسمیت بشناسد.”


                                                                    

وسوسه انگلیسی ها ضعف دولت مرکزی قاجار وهرج ومرج ناشی از دوران مشروطیت شیخ خزعل را به فکر خودمختاری انداخت.خزعل در سال ۱۹۲۲ (۱۳۰۰ خ)با کمک کنسول انگلیس در اهواز عشایر عرب وبختیاری را متحد یاخت وداعیه “عربستان آزاد”را برای اولین بار به طور رسمی اعلام وخودرا “امیر عربستان”خواند!

همزمان عوامل انگلیس در بغداد قاهره وسوریه با درج مقالاتی که سوژه های آن از آرشیو “ام ۱۵ “تامین می شد بر تن.ر تجزیه خوزستان هیزم می افزودند واعراب خوزستان را که همیشه در راه ایران جانبازی وفداکاری کرده بودند علیه استقلال کشور می شوراندند.

خزعل به دلیل وابستگی به سیاست استعماری انگلیس وبه جهت سرپیچی از اوامر دولت باید تنبیه می شدورضاشاه در سفرنامه خوزستان به ماجاری خزعل اینگونه می نگرد:

من نمی توانستم در مرکز مملکت بنشینم وببینم که جرایدبین النهرین(عراق)وشامات(سوریه)خوزستان را یک ایلت عربی معرفی کرده خزعل عرب را امیر بلاستقلال آن معرفی می کنند…”

شیخ خزعل با میرزا علی اصغر خان اتابک ودیگر درباریان نزدیک شده ودوستی می نمود وهمیشه دلهای آنان را با پیشکش وپول می خریدونتیجه این تدبیرها بود که حکومت اودر خرمشهر وفلاحیه(شادگان)از حکومت خوزستان جدا ویکسره با تهران سروکار داشت سپس هم حکمرانی اهواز را به او بخشیدند.نیز در سال ۱۳۱۹ ه ق زمینهای اینسوی کارون را که خالصه دولت بود با چند دیه به فرمان شاه به او واگذاردند .گویا اتابک همیشه هوادار شیخ بود وبرپیشرفت کار اومی کوشید.نیز شیخ دختر نظام السلطنه را گرفته بود که این زمان یکی از نزدیکان شاه بود همچنان دختر برادر شاهزاده عبدالمجیدعین الدوله را به زنی داشت که از درباریان بسیار نزدیک بود .شیخ را به جای معزالسلطنه لقب سردار اقدس دادندواز درجه امیرتومانی به رتبه امیر نویانی بالایش بردند.از آنسوشیخ دست ستم براعراب دراز کرده وجاسوسان اوهمه جا پراکنده شده بودندوهمینکه به کسی بدگمان مشدند اورا ازمیان برمی داشتند.

در سال ۱۳۲۰ ه ق مشایخ نصار وادریس ومقدم که سه تیره از عشیره کعب می باشند با هم پیمان بستند که شیخ را از میان بردارند یکی از ایشان پیمان شکنی کرده وخبر را به شیخ داد وهر چهار تن را دستور دادکه به زندان فیلیه (در خرمشهر)برده ودر آنجا همگی مردند.

یکی از شاهکارهای خزعل این بود که هرکدام از شیوخی که از پرداخت مالیات عشیره خود باز می ماندخزعل از دولت می خواست که مالیات آن عشیره را نیز سرجمع اونماید.دولت نیز که در آن سالها حال پایداری نداشته سرگرم پیش آمدهای دیگر بود از آن پیشنهاد خزعل خشنود گردیده بیدرنگ اختیار آن عشیره را نیزبه وی می سپرد.اونیز نخستین کاری که می کرد آن بود که شیخ آن عشیره را بیرون کرده ویا به زندان می سپرد ویکی از بستگان خودرا به جای او می گذاشت.خزعل به آرزوهای خود چندان دلبستگی داشت که در راه آن از هر گونه خونریزی دریغ نمی کرد.

در سال ۱۳۲۵ ه ق “عبدالمسیح انطاکی “به خرمشهر رفته خودرا بسته به شیخ ساخت .اودر قصیده هایی داد چاپلوسی وفرومایگی را بهپای شیخ نثار کرده شیخ را پادشاه عربستان نامیده .بسیار خنده آور است که این شاعرکنادان از خود شیخ خزعل پادشاه واز پسر بزرگتر شیخ “شیخ جاسب”ولیعهد واز حاجی محمد علی رئیس التجار که پیشکار شیخ بود الوزیرالاکبر تراشیده با آن که خود شاعرک می گوید که در بالای کوشک فیلیه در خرمشهر وبربالای کشتی شیخ درفش شیروخورشیدزده می شد.

خزعل سالانه هزارها لیره برای مسیح انطاکی ودیگر روزنامه نگاران مصر وعراق می فرستاد که در روزنامه ها ومجله های خود اورا امیر عربستان بنویسند.مبلغ گزافی به شعرای چاپلوس ویاوه سرا وبه سیاحان دریوزه گر عراق وشام ومصر وحجاز می بخشید که در میان عرب اورا به نام “المحسن الکبیر”مشهور گردانند!

مسیح انطاکی در مصر چاپخانه ایی به نام “المطبعه الخزعلیه” بنیاد گزارده مجله ایی به نام العمران می نوشت که سراپای آن ستایش خزعل بود.در سال ۱۳۳۳ ه ق که انطاکی مرده بود پسرش فتح الله تقویمی به نام التقویم الخزعلیه چاپ کرده وبرروی آن زیر عکس خزعل این شعرها را نگاشت:

هذا هو الملک الذی فی عدل نالت رعیته البشائر والنعم!

هذاالذی ساس الرعیه حازما ومشی بها للرق تحدوه الهمم

بیمینه السیف الصئول علی العدی حتی اذا افنا هم مسک القلم

ویساره للسر قدخلقت وللسردار اقدس خزعل خلق الکرم

یکی دیگر از کارهای شگفت وی این بود که پول برای کسی فرستاده واو کتابی تالیف کرده به نام الریاض خزعلیه وآن را به عنوان اینکه تالیف خود خزعل است دوبار در مصر با همکاری مسیح انطاکی چاپ کرده.با اینکه هر کسی آن را بخواند به آسانی می فهمد که مولف آن سالها در نجف زندگی کرده ولی شیخ هیچگاه نجف را ندیده و روشن می شود که اگر خزعل آدم زیرک وباهوشی بود ولی دانشمند ومولف نبوده!

اگر کسانی از طیف پان عربها معتقدند که رضاشاه را انگلیسیها برروی کار آوردند باید پاسخ لازم را به تاریخ بدهند که چگونه یک عامل انگلیسی توانست پابرحلقوم انگلیسیها نهد وقرار دادهای خزعل وانگلیسیها را زیر پا های خود له کند وعلی رغم خشم واعتراض وزارت خارجه انگلستان به خوزستان لشگر کشد وبساط توطئه تجزیه خوزستان را برچیند؟!

سردارسپه ابتدا خزعل را به اطاعت فراخواند اما پاسخ اوچنین بود:

من اصلا شخص شما را به ریاست دولت نمی شناسم شما غاصبی هستید که شاه قانونی ومشروطه مملکت را بیگناه بیرون کرده وپایتخت را اشغال کرده اید وغاصبانه بر قوای دولتی دست انداخته اید”!

کسی که خود فرمان از انگلیسیها دارد رضاشاه را غاصب می نامد!شیخ خزعل پس از ارسال این جوابیه با اشاره اربابان کمیته ایی تشکیل دادبه نام “قیام سعادت”و/ان گاه طوماری با امضای ۱۵ هزار نفر به جامعه بین الملل فرستاد ودر خواست کرد که از تجاوز رضا خان به قلمرو! او جلوگیری شود وسپس نامه ایی به کنسول انگلیس در اهواز نوشت وتقاضاهایش را به شرح زیر بیان کرد:

۱- یک نفر سرباز ایرانی در عربستان(خوزستان)نماند.

۲- تمام فرامین من تائید وتصدیق شود.

۳- مالیاتی که بر عهده من است باید به همان میزان سابق باشد.

۴-انگلستان باید قول هایی که به من داده وقراردادهایی که با من بسته عمل کند.

۵- تامن زده ام مصالح دولت انگلیس را حفظ خواهم کرد!

از نویسندگان قومگرا باید پرسیدکه اگر کسی عامل دولت انگلیس را از سریر قدرت پائین بکشد ودر برابر مطامع بیگانگان قد علم کند ایا گفتمان نژادپرستانه را به ایران تحمیل کرده است؟

به هر روی سردار سپه تصمیمش را در مورد خوزستان

گرفته بود اودر سفرنامه

اس می نویسد:

تصمیم من تزلزل ناپذیر وبا هر قوه ایی که باشد عربستان مصنوعی را به همان نام اصلی خود خوزستان تبدیل وآن ایالت را جزء لایتجزای وطن خود خواهم کرد وبه یک عرب وطن فروش اجازه نخواهم داد به اتکای جراید بین النهرین وتبلیغات خارجی خودرا امیر مستقل خوانده یکی از بزرگترین ایلات ایران یا بارگاه سلاطین صاحب جاه را ملعبه دستهای جنایتکار خود سازد.”

سردار سپه به هنگام عزیمت به خوزستان با مخالفت رسمی “سرپرسی لورن”وزیر مختار انگلستان در تهران مواجه شد.نامه اعتراضیه به شرح زیر است:

دولت پادشاه انگلستان حال ناگزیرند اظهار نمایند که دیگر نمی توانند به شیخ محمره وبختیاری ها فشار وارد آورند که آنها به سکوت خود ادامه دهند.هرگاه عملیات فعلی کارگزاران ایران موجب وارد شدن صدمه وخسارت جانی به اتباع انگلیسی گردد.دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان برای خود این حق را حفظ می کند که به هر نحو وطریق که صلاح ومقتضی بداند از طرف خود اقداماتی برای حفظ وحراست جانی ومالی رعایای انگلیسی به عمل آورند.”

دومین یادداشت سفارت انگلستان در تهران که عصر همان روز ارسال شد چنین است:

باید خاطر آن جناب را مستحضر سازیم که در ماه نوامبر ۱۹۲۴ میلادی(۱۲۹۲ خورشیدی)دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان اطمینانهای رسمی به جناب اجل شیخ محمره داده اند که در صورت وقوع تجاوزی از طرف دولت علیه نسبت به حوزه اقتدار معزی الیه نسبت به حقوق شناخته شده او یا نسبت به اموال وعلاقه ایشان در ایران حاضر خواهند بود برای تحصیل راه حلی که نسبت به خود ایشان مساعدت لازم را بنمایند.دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان جمیع مساعی خودرا به کار خواهند برد که شیخ را در وضعیت فعلی واستقلال محلی نگاه دارد!”

سردار سپه هردو این یادداشت ها را به سفارت انگلیس بازگرداند وان را خلاف حق حاکمیت واستقلال ایران دانست در همان روز وزارت خارجه کشور به دستور سردارسپه پاسخ به شرح زیر به سفارت انگلستان فرستاد:

نظر اولیای دولت علیه در این اقدام این بود که چون مضمون مراسله ها را کاملا مخالف اصول قانونیبین المللی وحق سیادت واستقلال ایران می دانستند مراسله مزبور رد شود.”

دولت انگلستان که حریفی چون سردارسپه را سرسخت وغیر قابل انعطاف می دید به فکر مداحله نظامی افتاد وبصره را به انبار تسلیحات مبدل کرد که ازآن طریق برای شیخ خزعل سلاح فرستاده شود!

در اسناد وزارت خارجه انگلستان در این مورد چنین آمده:اگر بهانه برای اعزام نیروهای نظامی به دست نیاید ونیروهای ایرانی برای اشغال اراضی شیخ ابراز عزم راسخ نمایند آن وقت ما باید شورش در میان اعراب ایجاد کنیم تادر نتیجه شورش مذکور خطراتی برای لوله های نفتی به وجود آید سپس با پیاده کردن نیرو در اهواز نقشه وزیر جنگ (سردارسپه) را باطل نموده وبراو سبقت جوییم!

به هر روی سردارسپه وزیر جنگ ونخست وزیر ایران در ۱۵ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی به خوزستان رفت وبه خوابهای آشفته ای که لردکرزن وزیر خارجه انگلستان دیده بود وقعی نگذاشت وبرخلاف رئیس الوزراهای پیشین که از ترس انگلیس چشم بر اعمال خزعل بسته بودند با چشمانی باز به سوی خوزستان شتافت تا خزعل صاحب مدال از پادشاه انگلیس را یا وادار به اطاعت از حکومت کند ویا اوواندیشه اش را در خاک های سوزان خوزستان دفن کند وداغ بیگانه پرستی را از چهره طوایف وطن پرست عرب زبان بزداید.

در همین حال خزعل در پی آن بود که نیروهایی را برای مفبله با سردارسپه جمع آوری کند وفرستادگانی را به نزد خانهای بختیاری ولر وقشقایی گسیل داشت ننگین ترین کار وی این بود که برخی از روزنامه نگاران عراق را که جیره خوار وی بودند را واداشت تا مقاله هایی به دشمنی سردارسپه بنویسند وبدگوییهایی به ایران وایرانیان داشته باشند!همچنین تلگرافی برای مشایخ عرب ودیگر بزرگان خوزستان وعلمای نجف فرستاد .آقا میرزا حسین نائینی وآقا میرزا ابولحسن اصفهانی که بزرگترین مجتهد در نجف بودند خزعل را می شناختند واز سیاهکاریهای وی آگاه بودند فتوی نوشتند که هرکه بردشمنی دولت ایران برخیزد از اسلام بیرون رفته واین فتوی در روزنامه ها چاپ شد.

به هر روی تفنگچی از هر سو از عرب وسگوند(از طوایف لر)وبختیاری در اهواز گرد آمده بود وخزعل هم کیسه لیره بیرون میریخت.

با همه این کارها خزعل نتوانست در برابر شکوه سردارسپه تاب مقاومت بیاورد ودر تاریخ ۱۵ آذر۱۳۰۳ خزعل در بیرون از اهواز به استقبال سردارسپه رفت واز همه مهمتر اینکه اهواز وخوزستان بدون خونریزی به آغوش وطن بازگشتند.

خزعل در دیداری که با سردار سپه برای عذرخواهی گذشته اش آمده بود چنین گفت:

من بد کنم وتوبد مکافات دهی       پس فرق میان من وتو چیست؟ بگو


نوشته شده توسط جابر علی احمد در سه شنبه 4 مهر 1391
 نوشته های پیشین
+ اطلاعیه ی فعالان جامعه ی مدنی اهواز: ماموریت ویژه "سید صباح موسوی"
+ ماجرای گردهمایی که آبروی ضد انقلاب را برد
+ پوشیدن لباس دموکراسی توسط تروریست‌های الاحوازی
+ چرخش 180 درجه ای رو به دموکراسی تروریست های موسوم به الاحوازی
+ اعتراض نژادپرستان تجزیه‌طلب به تبعیض نژادی اپوزیسیون!
+ تروریست های دیروز، فعالان حقوق بشر امروز
+ کدام یک از اعضای گروهک تروریستی خلق عرب با احمد شهید ملاقات نمودند ؟ " قسمت دوم "
+ کدام یک از اعضای گروهک تروریستی خلق عرب با احمد شهید ملاقات نمودند ؟ " قسمت اول "
+ تحرکات گروه‌های موسوم به خلق عرب
+ هیاهویی برای حمایت از تروریست‌ها
+ فیلم اعترافات هاشم شعبانی نژاد و هادی راشدی به اقدام تروریستی
+ اتحاد منحوس بر ضد ایران
+ شیخ‌خزعل؛ جای خالی عقلانیت سیاسی در رؤیای تجزیه‌طلبی
+ نسخه پیچی از نوع انگلیسی برای قومیت عرب
+ انتقادات شدید از سفر العریفی به مصر/ فرافکنی به سبک شیخ وهابی سعودی

صفحات :

خوز بلاگ آماده انتشار مطالب شماست

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت برای خوز بلاگ محفوظ می باشد